نازیل نیوز

نازیل نیوز

فشار خون تان پايين است؟

فشار خون

فشار خون نيرويي است که توسط جريان خون به ديواره رگ ‌ها وارد شده و يکي از علايم اصلي حيات محسوب مي‌ شود.

اين فشار توسط عمل پمپ قلب ايجاد مي ‌شود، به اين‌ صورت که وقتي قلب منقبض مي ‌شود فشار خون در رگ ‌ها بالا مي ‌رود كه آن را فشار سيستوليك (ماکزيمم) مي ‌نامند و هنگامي كه قلب منبسط شده و دوباره از خون پُر مي ‌شود، فشار در رگ‌ ها پايين آمده و آن‌ را فشار دياستوليك (مينيمم) مي ‌نامند. گاهي اين نظم به هم خورده و فشار بالا يا پايين مي ‌رود.

بنابراين هنگامي كه فشار خون را اندازه‌گيري مي ‌كنند، هر دو فشار فوق را در نظر مي ‌گيرند.

در گفتگوي زير با دکتر منوچهر قاروني، متخصص بيماري‌‌ هاي قلب وعروق و عضو هيات علمي دانشگاه تهران با افت فشار خون بيشتر آشنا مي ‌شويم.

آقاي دکتر، وقتي مي ‌گوييم فشار خون فردي پايين است، يعني چه؟

اگر فشارخون طبيعي فردي به عنوان مثال هميشه 12 روي 8 باشد و بعد فشارش را بگيرد و عدد از اين مقدار پايين ‌تر آمده باشد، يعني اين که دچار افت فشار خون شده است.

به ‌طور معمول بيشتر افرد جامعه، به خصوص خانم‌ ها، فشارخون پايين دارند و اين طبيعي است. معمولا فردي که فشار خون پايين دارد، پُرفشاري خون پيدا نمي ‌کند.

ممکن است هر انساني در شرايط خاصي و در اثر عواملي فشارش افت پيدا کند که اين عوامل مي ‌توانند طبيعي يا بيمار‌ي ‌زا باشند، به عنوان مثال در تابستان با نخوردن آب يا نمک کافي و انجام فعاليت زياد بدني ممکن است خون غليظ شده و فشار خون پايين بيايد که اين عوامل بيماري‌ زا هستند، اما اگر يک خانم جوان هميشه فشارش پايين باشد، طبيعي است و مشکلي ندارد.

فشار خون

علايم افت فشار خون چيست؟

اولين علايم افت فشار خون چه به صورت طبيعي و چه به صورت بيماري‌ زايي عبارت‌اند از: رنگ ‌پريدگي شديد، خشک شدن آب دهان، سياهي رفتن چشم و تپش قلب.

اگر در چنين شرايطي فرد به سرعت ننشيند يا دراز نکشد، خون به مغز نمي رسد و محکم به زمين مي‌ خورد و ممکن است با سر فرود آمده و عوارض ديگري به وجود بيايد.

چرا بعضي ‌ها هميشه فشار خون شان، پايين است؟

اين حالت معمولا ارثي است و بيشتر در خانم‌ ها شايع است و ضعف، بي‌ حالي و کسلي از عوارض آن است. اين افراد بايد در غذاي شان از نمک بيشتري استفاده کنند، اما افرادي هم هستند که به صورت پاتولوژيک (بيماري) دچار افت فشار خون مي ‌شوند. اين عوامل که سبب کاهش فشار خون مي ‌شوند عبارت‌اند از: سکته قلبي، اسهال  شديد، فعاليت بدني در هواي گرم، کم‌ خوردن نمک، شوک، استرس زياد و ... . اين عوامل موجب مي ‌شود که رگ ‌ها گشاد شده و فشار خون پايين بيايد.

گاهي وقت‌ ها افت فشار خون، وضعيتي است، يعني بستگي به وضعيت بدن فرد دارد، مثلا در حالت عادي و نشسته فشار فرد 12 است، اما به محض اين که بلند مي‌ شود فشارش 9 مي‌ شود. اين ها نشان مي ‌دهد سيستمي که بايد فشار را تنظيم کند، ضعيف است، يعني سيستمي که بايد به هنگام ايستادن فرد رگ‌ هاي پا را تنگ کند تا خون را به مغز برساند، خوب عمل نمي ‌کند و خيلي از اوقات به دليل همين فشار وضعيتي است که وقتي فرد صبح از رختخواب بلند مي ‌شود و راه مي رود ، در بين راه چشمانش سياهي رفته و حتي غش مي‌ کند.

افت فشار خون

آيا فشار متغير که گاهي بالا و گاهي پايين مي ‌رود، طبيعي است؟

بله، به طور کلي آدم زنده فشار خون متغير دارد و اين يک امر طبيعي است؛ مثلا ممکن است فشار خون فرد در حالت استرس روي 20 برود، اما يک ليوان آب خنک بخورد و فشارش روي 14بيايد، يا دنبال اتوبوس بدود و فشارش 16 شود.

بنابراين کاهش يا افزايش فشار خون در اثر عوامل مختلف، طبيعي است.

فرق بين افت فشارخون با افت قند خون چيست؟

خيلي‌ ها افت فشارخون را با افت قندخون اشتباه مي ‌گيرند. تشخيص بين اين دو سخت است، زيرا علايم پريدگي رنگ، عرق سرد، سرگيجه، بي ‌حالي و... تقريبا در هر دو يکسان است.

در اين زمان معمولا به فرد آب قند مي‌ خورانند که البته هم به نفع فشارخون پايين است و هم به نفع افت قندخون، زيرا وقتي به فرد قند مي ‌خورانيد، کانال‌هاي سديم  سلولي هم باز شده و سديم(جزء نمک) بيشتري وارد آن‌ مي ‌شود. لذا فشار خون بالا مي رود و اين کار از نظر علمي درست است.

خيلي وقت ‌ها مي ‌گويند هنگام افت فشار خون، کمي نمک روي زبان بريزيد. آيا موثر است؟

بله، زيرا نمک از راه زبان جذب مي‌ شود. اين کار در هواي گرم مانند استان‌ هاي جنوبي يا هنگام حج در عربستان توصيه مي‌ شود، اما انجام اين کار براي همه افراد صحيح نيست و فقط افرادي که دچار افت فشار خون هستند، مي‌ توانند اين کار را انجام دهند.

افت فشار خون

همچنين توصيه مي‌ کنم خانم‌ها در طي دوران عادت ماهيانه ‌شان، علاوه بر خوردن قرص آهن، از مقدار بيشتري نمک در غذا هم استفاده کنند، به عنوان مثال مي ‌توانند همراه غذا، خيار شور بخورند، زيرا خون‌ ريزي در اين مدت سبب مي‌ شود حجم خون کم شده و فشار خون پايين بيايد.

يکي از راهکار هاي موثر در بهبود افت فشار خون اين است که فرد به صورت طاقباز خوابيده و پاهايش را کمي بالاتر از سطح زمين قرار دهد.(مانند شکل روبرو)

در انتها يادآور مي ‌شوم نکته‌اي که خيلي مهم است، اين است که فشارخون درمان کردني نيست، کنترل کردني است.

+ نوشته شده در  92/04/06ساعت 10:31  توسط میربلوچ زهی  | 

آرا روحانی به درصد

آرا روحانی به درصد

من همه آمار رو بردم تو یه فایل اکسل و درصد گرفتم. نتیجه آرا آقای روحانی به ترتیب:سیستان و بلوچستان73%- کردستان71%- یزد 68%-اذربایجان غربی 67%-اردبیل 61%-مازندران60%-گلستان60%-کرمانشاه60%-کرمان59%-گیلان59%-فارس58%-اذربایجان شرقی58%-هرمزگان57%-ایلام56%-بوشهر54%-خراسان رضوی52%-قزوین52%-البرز-51%-همدان51%-زنجان50%-تهران49%-خراسان شمالی47%-مرکزی46%-اصفهان46%-سمنان-45%-خراسان جنوبی45%- قم40%-کهگیلویه و بویراحمد39%-لرستان-35%-خوزستان34%-چهارمحال و بختیاری33%

+ نوشته شده در  92/04/03ساعت 13:19  توسط میربلوچ زهی  | 

اسامی نهایی اعضای شورای شهر خاش + عکس

اسامی نهایی اعضای شورای شهر خاش + عکس

- آقای حسین ریگی تمندانی معروف به کردی تمندانی با تعداد ۶۲۴۷  رای

۲- آقای میرمراد مارندگانی با تعداد ۶۲۲۹  رای

۳- آقای یحیی هاشمزهی با تعداد ۵۸۳۰ رای

۴- آقای نادر میربلوچزهی ( کرد ، سهرابزهی )  با تعداد  ۵۷۸۸ رای

۵- آقای یارمحمد شهنواز با تعداد ۵۳۶۲ رای

۶- آقای عبدالنبی کرد با تعداد ۴۵۰۵ رای

۷- آقای عزیزجاودان با تعداد  ۴۲۴۰ رای

۸- آقای محسن ریگی گوهرکوه با تعداد ۴۱۸۶ رای

 

۹- آقای نصرالله کرد با ۴۱۴۷تعداد  رای


+ نوشته شده در  92/04/03ساعت 12:45  توسط میربلوچ زهی  | 

روحانی در خاش چقدر رای آورد ؟ + آرای دیگر کاندیداها

روحانی در خاش چقدر رای آورد ؟ + آرای دیگر کاندیداها

تفتان ما : در شهرستان خاش ۲ مرکز شهر ، ۳ بخش، ۱۱ دهستان و ۷۹۹ آبادی دارای سکنه‌ و با  ۳۵۰ صندوق اخذ رأی روستایی و شهری در این شهرستان آرای مردم را جمع آوری کردند .

یک منبع آگاه در گفتگو اختصاصی  با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی تفتان ما اظهار داشت :‌بر اساس شمارش آرا حسن روحانی ۵۵ هزار و ۹۷۹ رای ، محمد باقر قالیباف ۴ هزار و ۸۲  رای  ، محسن رضایی  ۲ هزار و ۸۱۱ رای ، سعید جلیلی  یک هزار و ۹۷۶ رای را در شهرستان خاش   بدست آورده اند.

وی تصریح کرد : همچنین علی اکبر ولایتی یک  هزار و ۳۸۰  رای و سید محمد غرضی ۳۶۹ رای مردم شهرستان خاش  را کسب کردند.

گفتنی است : در شهرستان خاش ۲ مرکز شهر ، ۳ بخش، ۱۱ دهستان و ۷۹۹ آبادی دارای سکنه‌ و با  ۳۵۰ صندوق اخذ رأی روستایی و شهری در این شهرستان آرای مردم را جمع آوری کردند .

+ نوشته شده در  92/04/03ساعت 12:39  توسط میربلوچ زهی  | 

اسامی کسانی که رد صلاحیت شده اند :

اسامی کسانی که رد صلاحیت شده اند :

 ۱- احمد جمشید زهی فرزند شاه محمد ( شهر خاش )

۲- الیاس کردی تمندانی فرزند جهانگیر ( شهر خاش )

۳ – احمد هاشمزهی فرزند پطی خان ( نوک آباد )

۴ – عبدالحمید کرد فرزند مهدی ( شهر خاش )

۵ -  امان الله کردی تمندانی فرزند امیر  ( شهر خاش )

۶ – داریوش ریگی فرزند چراغ ( شهر خاش )

۷-  نصرالله کرد فرزند غلام ( شهر خاش )

۸ – بهزاد شهنوازی فرزند رحمت الله ( شهر خاش )

۹ -  بهزاد بهادری فرزند رحیم ( شهر خاش )

۱۰-  وحید ریگی حسین آبادی فرزند مراد ( شهر خاش )

 

اسامی کسانی که استعفا داده اند :

 ۱ – بلال هاشمزهی فرزند پرویز ( نوک آباد )

۲ – صفا کردی فرزند بنیاد ( شهر خاش )

+ نوشته شده در  92/02/24ساعت 11:22  توسط میربلوچ زهی  | 

نامزد های خاش

۱۵۴۹ نفر در چهارمین دوره شورای شهر و روستا شهرستان خاش ثبت نام کردند

تفتان ما : فرماندار شهرستان خاش گفت : از تعداد ۱۵۴۹  نفر ثبت نام کننده انتخابات چهارمین دوره شورای شهر و روستا شهرستان خاش ۸۰ نفر در حوزه شهری و یک هزار و ۴۶۹  نفر برای شوراهای روستا ثبت‌نام کردند که یک هزارو ۳۴۵ نفر  مرد و ۱۸۹ نفر زن هستند. علیرضا شهرکی در مصاحبه [...]

تفتان ما : فرماندار شهرستان خاش گفت : از تعداد ۱۵۴۹  نفر ثبت نام کننده انتخابات چهارمین دوره شورای شهر و روستا شهرستان خاش ۸۰ نفر در حوزه شهری و یک هزار و ۴۶۹  نفر برای شوراهای روستا ثبت‌نام کردند که یک هزارو ۳۴۵ نفر  مرد و ۱۸۹ نفر زن هستند.
علیرضا شهرکی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار ما  در خصوص چهارمین دوره شورای اسلامی شهر و روستا شهرستان خاش اظهار داشت: در مجموع یک هزار و ۵۴۹ نفر  برای انتخابات شوراهای شهر و روستا در شهرستان خاش ثبت‌نام کرده‌اند.
وی ادامه داد : از این تعداد ۸۰  نفر در حوزه شهر خاش و یک هزار و ۴۶۹  نفر برای شوراهای روستا ثبت‌نام کردند که یک هزارو ۳۴۵ نفر  مرد و ۱۸۹ نفر زن هستند.
وی تصریح کرد : در شهر نوک آباد ۱۵ نفر مرد ، بخش نوک آباد ۵۸۹ نفر مرد و ۳۶ نفر زن ، بخش مرکزی ۵۱۲ نفر مرد و ۱۲۸ نفر زن ، بخش ایرندگان ۱۶۵ نفر مرد و ۲۴ نفر زن در انتخابات چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا ثبت نام کرده اند .
وی با اشاره به این مطلب که ۳۵۰ صندوق اخذ رأی روستایی و شهری در این شهرستان پیش‌بینی شده است ، اظهار داشت :  شهرستان خاش دارای ۳۳۷ شورای روستایی و دو شورای شهری در شهرهای خاش و نوک آباد  است.
وی خاطر نشان کرد  : با توجه به هم‏ زمانی انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا حساسیت خاصی امسال بر کشور حاکم است،‌ بنابراین تمامی مردم و مسئولان در برگزاری هرچه بهتر این حماسه سیاسی نقش دارند.
وی عنوان کرد : ملت ایران در خردادماه سال جاری با خلق حماسه‌ای بزرگ و با حضور در پای صندوق‌های رأی دشمنان را ناامید کرده و به آنان می‌فهمانند که یاوه‌های آنان هیچ تأثیری در روند تصمیم‌گیری مردم برای سرنوشت کشورشان نخواهد داشت.
وی ادامه داد: امروز دشمن با راه‌اندازی توطئه‌ها و دسایس گوناگون در نظر دارد تا برگزاری انتخابات در ایران را مورد حمله قرار دهد لذا مردم باید آگاه‌تر از گذشته باشند و توطئه‌های دشمنان را بشناسند و با حرکت در مسیر ولایت و اطاعت از فرامین ایشان دشمن را در این عرصه نیز با شکست مواجه کنند.

آقای نادر میربلوچ زهی

+ نوشته شده در  92/02/08ساعت 17:32  توسط میربلوچ زهی  | 

انتخابات شورای شهر و ائتلاف نور خاش

انتخابات شورای شهر و ائتلاف نور خاش

بار دیگر و با گذشت ۷ سال از انتخابات دوره پیش شوراهای اسلامی بحث انتخابات و تعیین اعضای ائتلاف نور خاش بر سر زبانهاست. ائتلاف نور تقربیا تمامی طایفه های منطقه خاش را در خود جای داده است.فعلا نادر میربلوچ از از طایفه فوق بیشترین تبلیغات را داشته ولی هنوز صلاحیت افراد تایید یا رد نشده است و هنوز مشخص نشده آیاد نادر میربلوچ زهی به درون ائتلاف راه می یابد یا خیر؟ با بحث انتخابات شوراها در خاش بیشتر با شما خواهیم بود.

+ نوشته شده در  92/02/08ساعت 17:23  توسط میربلوچ زهی  | 

داستان چهار همسر

داستان چهار همسر

روزگاری پادشاه ثروتمندی بود که چهار همسر داشت، اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست می داشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرایی می کرد، این همسر ازهر چیزی بهترین را داشت.


پادشاه همچنین همسر سوم خود را نیز بسیار دوست می داشت و او را کنار خود قرار می داد، اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد.

پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود، هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو می شد به او توسل می جست تا آنرا مرتفع نماید.

همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت می نمود، اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت و به سختی به او توجه می کرد، ولی برعکس این همسر شاه را عمیقا دوست داشت.

روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد، به سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود، رفت و گفت: "من تو را بسیار دوست داشتم، بهترین جامه ها را بر تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام، اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟"

او پاسخ داد: "بهیچ وجه!!" و بدون کلامی از آنجا دور شد، این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.

پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید: "من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام، هم اکنون رو به احتضارم، آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟"

او گفت: "نه هرگز!!، زندگی بسیار زیباست، اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت می برم!"

پادشاه نا امید به سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید: "من همیشه در مشکلاتم از تو کمک جسته ام و تو مرا یاری کردی، من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟"

همسر دوم پادشاه در پاسخ وی گفت: "نه متاسفم، من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم، من در بهترین حالت فقط می توانم تو را تا قبر همراهی نمایم!"، این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد.

در این هنگام صدایی او را بطرف خود خواند و گفت: "من با تو خواهم بود و تو را همراهی خواهم کرد، تا هر کجا که تو قصد رفتن نمایی!"

شاه نگاهی انداخت، همسر اول خود را دید، او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود، شاه با اندوه و شرمساری بسیار گفت: "من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم، من در حق تو قصور کردم و ..."

در حقیقت همه ما دارای چهار همسر در زندگی خود هستیم، همسر چهارم ما، همان جسم ماست، مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم، وقتی که می میریم، او ما را ترک خواهد کرد.

همسر سوم، داراییها، موقعیت و سرمایه ما هستند، زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران می شوند.

همسر دوم، خانواده و دوستانمان هستند، مهم نیست که چقدر با ما بوده اند، آنها حداکثر تا مزار ما می توانند به همراه ما باشند.
اما همسر اول، روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت فراموش می شود، در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی می کند .
از روح خود مراقبت کرده، او را تقویت نمایید، زیرا که آن بزرگترین هدیه هستی است.

+ نوشته شده در  92/02/06ساعت 11:50  توسط میربلوچ زهی  | 

کد پلاک خودروها، به تفكیك استانی و سیستان و بلوچستان به تفکیک شهرستان

کد پلاک خودروها، به تفكیك استانی(جالب)



سیستان و بلوچستان: 85-95 پلاک های  استان سیستان و بلوچستان به تفکیک شهرستان 
شهرستان زاهدان ب 85 ،  ج 85 ، د85 شهرستان زابل  ل 95 ب 95  ، شهرستان خاش د 95 ، شهرستان سراوان س 95 ، شهرستان ایرانشهر ج 95 ، شهرستان نیکشهر ص 95 شهرستان چابهار ق 95 ، شهرستان سرباز ط 95  ، می باشد .

آذربایجان شرقی: 15-25- 35

آذربایجان غربی: 17-27-37

استان تهران (غیر از شهر تهران) و استان البرز: 68-78-21

اصفهان: 13-23-43-53

اردبیل: 91

ایلام: 98

بوشهر: 48-58

تهران بزرگ: [11-22-33-44-55-66-77-88-99] و [10-20-30-40-50-60-70-80-90]

چهارمحال و بختیاری: 71-81

خراسان‌ها: 12-32-42-52

خوزستان: 14-24-34

زنجان: 87-97

سمنان: 86-96


فارس: 63-73-83-93

قم: 16-26-36

قزوین: 79-89

کرمانشاه: 19-29-39

کرمان: 45-65-75

کردستان: 51-61

کهکیلویه و بویراحمد: 49

گیلان: 46-56-76

گلستان: 59-69

لرستان: 31-41

مازندران: 62-72-82-92

مرکزی: 47-57-67

همدان: 18-28-38

هرمزگان: 84-94

یزد: 54-64-74

+ نوشته شده در  92/01/24ساعت 9:44  توسط میربلوچ زهی  | 

مصاحبه ای خواندنی با استاد دو نی نواز ایران

 
 
استاد اسپندار ، فریاد سرزمین نخل و  آفتاب است. نوای نی  او بر خلاف فریاد نی « ملای روم» که از جداییها شکایت دارد مظهر وصل ایران است . او وقتی  دو نی را بر لب می گذارد و «گلو » را در هنرمندی نی و دستانش  فریاد می کشد ُ، باید تمام قد  ایستاد و با تمام شور خواند .....   

پیرمرد صاحب این نوا ،  اما در مصاحبه ای با دوست عزیزم نصیر احمد ملازهی، حرفهایی زد بر خلاف نوای نی اش. او از بی توجهی  دولتی ها هم شکایت داشت  و هم از بی ذوقی مردم. براستی او در اقلیم خودش به قول اخوان شاعر  «شهریار شهر سنگستان » است و در ملک دیگران عزیز دردانه مجالس....

متن مصاحبه:

استاد شیرمحمد اسپندار: در بیرون شهریاریم، در داخل بازیاریم

قبل از سال 92 حدودا 29 اسفند 91 تعدادی از دوستان تهرانی و زاهدانی برای دیدنم به ایرانشهر آمدند.طبق معمول به رسم مهمان نوازی دوستان را جهت بازدید از مکانهای تفریحی به اطراف ایرانشهر، بازار، قلعه ناصری، قلعه بمپوربردم و خواستم در برنامه ی آخر دوستان را به منزل استاد شیرمحمد اسپندار برده و غافلگیرشان کنم که متأسفانه استاد تشریف نداشتند و ظاهرا برای شرکت در برنامه ایی به شهر زابل رفته بودند.

و اما در پایان نوروز 15/2/92 با جمعی دیگر از دوستان مطابق سالهای گذشته تصمیم گرفتیم به دیدار استاد برویم که هم سال نو را تبریک بگوییم و هم اینکه دلمان تنگ شده بود و خواستیم حال  واحوالی بپرسیم و هم عیدیمان را از استاد بگیریم و یک دل سیر دونلی گوش کنیم.

زنگ خانه را که فشار دادیم، فقط با سلام گفتن ما و شنیدن علیک سلام از پشت آیفون در باز شد و استاد به پیشوازمان آمدند، مثل همیشه گرم و صمیمی یکی یکی بغلمان کرد،حال و احوالی کردیم و به داخل اتاقی که مخصوص خودش بود راهنماییمان کرد.تعدادی تندیس و لوح که در مراسمات و برنامه های مختلف به استاد تقدیم شده بود را در آن اتاق دیدیم.در کنار استاد نشستیم و سر صحبت باز شد.استاد مثل همیشه غمی در چهره داشت.مثل زمانی که خانه اش را سیل ویران کرده بود و یا مثل آن روز که برادرشان فوت کرده بودند. اما غم آن روز پر از گلایه بود .کمتر از همیشه حرف می زد .پشت لبخندهایش غم و دلسردی نهفته بود. از برنامه ی زابل پرسیدم؟... استاد گفتند: «برنامه ی خیلی خوبی بود.برنامه ی با شکوهی برگزار کردند، فقط نمی دانم منِ پیرمرد را چرا این همه راه دعوت کرده بودند.

آقای ملك زاده معاون رئیس جمهور در سخنرانی شان از من تقدیر کردند و شخصا به استاندار تأکید کردند که قدر اسپندار را بدانید و به او رسیدگی کنید، اما حتی یک برنامه ی درست و حسابی برای من نگذاشتندتا اجرا کنم. اسپندار همیشه دوست دارد که مردم هنرش را ببینند و لذت ببرند، من که به جزء هنرم دیگر چیزی برای مردم ندارم اما همین را هم از من دریغ کردند.حالا چرا دعوتم کرده بودند؟.... خدا می داند

از آنجایی که سال هاست استاد را می شناسم و برنامه ها  و سفرهای زیادی با هم داشته ایم غلغ استاد دستم بود، می دانستم که چگونه  و با چه روشی از راز غم استاد پرده بردارم. فرصت را غنیمت شمردم و خواستم با ایشان گفتگو و درد دلی داشته باشم.که خلاصه ی آن به سمع  و نظر شما می رسد.

من: استاد چه خبر ؟ خیلی گرفته اید؟

استاد: سرتاسر کشور30 استان است.استان سیستان و بلوچستان هم یکی از آن استان هاست. از هر کجای کشور میان استان ما و برنامهاجرا می کنند  و آن وقت شیرمحمد اسپندار که مال همین استان است از او دعوت نمی شود، پس حق اسپندار کجاست؟...

من: پس استاد شما معتقد هستید که جایگاه شما نامعلوم است؟...

استاد: بله، گم شده است؟...

من: به نظر شما مقصر کیست؟

استاد: مقصر هم آنها هستند و هم ما..

من: منظور از ما و آن ها چه کسانی هستند؟

استاد: آنها مسئولین بالا وغیر بلوچ هستندکه شاید دلشان نمی خواهد که اسپندار دیگر برنامه اجرا کند و ما هم مسئولین بلوچی هستند که هرگز هنر بلوچ را درک نکرده اند.

من: استاد چرا نمی خواهند شما برنامه اجرا کنید؟

استاد: برنامه بلوچ تأثیر گذار است، هنر بلوچ بی نظیر است ، همه را تحت تأثیر قرار می دهد.هنرمندانی از هر کجای دنیا می آینددر استان ما بخصوص در چابهار برنامه اجرا می کنند اما از اسپندار دعوت نمی شود.خب حتما نمی خواهند که اسپندار برنامه اجرا کند.

من: استاد شما چه زمانی در منطقه آزاد چابهار برنامه اجرا کردید؟ زمان مرحوم مسعود هاشمزهی که سرپرست منطقه آزاد بود ؟درسته؟

استاد: بله فقط در همان زمان از من استقبال شد اما بعد از آن دیگر هرگز دعوت نشدم، حتی از هنرمندان زابل بخصوص رقص شمشیر دعوت می کنند اما از هنرمندان بلوچ دعوت نمی شود.

من: بله استاد ما هم چند وقت پیش نمایش«زهم و کپن» را در جشنواره معلولین کشور که در چابهار برگزار شد اجرا کردیم که تمام جوایز جشنواره را کسب کردیم.که در مراسم اختتامیه مسئولین منطقه آزاد جهت اجرای همین نمایش در ایام نوروز و در منطقه آزاد از گروه ما دعوت کردند اما در لحظات آخر برنامه ی ما را لغو کرده و مارا دعوت نکردند، در حالی که ما کلی وقت گذاشته بودیم، تمرین کرده بودیم و کلی برای تبلیغات هزینه کرده بودیم.

استاد: حق کشی کرده اند... حق شما را پای مال کرده اند.شکر خدا در استان ما هنرمندان شاخص  و بزرگی در هر زمینه ایی وجود دارد.چه درزمینه ی موسیقی، نمایش، فیلم... اما نمی دانم چرا مسئولین منطقه آزاد ترجیح می دهند که از هنرمندان خارج استان دعوت کنند. مگر بلوچها مرده اند؟ بی هنرند؟... من ثابت می کنم که اینگونه نیست... منِ شیرمحمد اسپندار در هر 30 استان کشور برنامه اجرا کرده ام و رودست هم نداشته ام، در 20 کشور خارجی برنامه اجرا کرده ام و نام ایران را به اهتزاز در آورده ام.مگر شما هم در نمایش کم کسی هستید؟...

من: نه استاد، خود شما در چندین نمایش حضور داشته اید. عزّت و میروک، جامه های بی جامه، دار و گهواره،مرومروی درپاسی از شب

استاد: ، همّل جیئند کلمتی،... که در آن سال با نمایش «همّل» تمام جوایز جشنواره را درو کردید.

من: 87 هم با نمایش «مرومرویی درپاسی ازشب »به جشنواره بین المللی فجر رفتیم.

استاد: آن وقت این مسئولین با چه جرأتی از خارج استان هنرمند دعوت می کنند . اول خویش بعد درویش ( والبته به تعبیر استاد درءُ پیش) چه کسی می تواند به جز بلوچ با دو نی همزمان بنوازد؟...منِ اسپندار خیلی اعتراض دارم که در چابهار هر سال برنامه اجرا می شود ولی حتی یک صلاي خشک و خالی به من نمی دهند که آقای اسپندار بیا  و برنامه اجرا کن و اگر هم نمی توانی لااقل بیا و در جمع ما حضور پیدا کن... من خوشحال می شدم که یک عمر برای هنر این استان زحمت کشیده ام و حالا دارند به من توجه می کنند.اما اسپنداردر خانه اش افتاده و هیچکس هم سری به او نمی زند.

من: بله استاد متأسفانه منطقه آزاد چابهار اصلا به این مسائل فکر نمی کند و یکی از اهداف اساسی خودش یعنی کار فرهنگی  واجتماعی  و مبارزه با تهاجم فرهنگی را فراموش کرده  ومتأسفانه از هیچکدام ازهنرمندان استان نه جهت اجرای برنامهدعوت کرده و نه از آنها تقدیر کرده هنرمندان بزرگی مثل شادروان ملاکمالان هوت، استاد غلام رسول دینارزهی، استاد ماشاالله بامری  اصلا قدرشان دانسته نشد.

استاد: بله ، نمیدانم چرا اینگونه عمل می کنند. آیا واقعا می خواهند ما را به طور کلی از پای در بیاورند؟!!!... بلوچستان هنرش، آبادانی اشمال همه ی ماست. اگر هنرش از بین برود و حقش پای مال شود باز هم ما بلوچها ضرر کرده ایم. مردم که در نوروز از جای جای کشور به چابهار می آیند می خواهند هنر بلوچ را بینند آن وقت مسئولین منطقه آزاد ازهنرمندان غیر بلوچ برای اجرای برنامه دعوت می کنند، آیا استانهای دیگر از هنرمندان بلوچ استفاده می کنند که شما از هنرمندان استانهای دیگر دعوت می کنید؟ خب همین است که مردم استانهای دیگر به هنر ما پی نمی برند  و فکر می کنند بلوچها جانی اند... در تهران  و جاهای دیگر به ما احترام می گذارند و به ما عزّت می دهند، ما در خارج از شهر و استان خود شهریار هستیم اما در شهر  و دیار خود بازیاریم...

من: استاد در ایّام نوروز از رقص شمشیر زابل دعوت شده بودکه چه با شکوه برنامه اجرا کردند اما برای خالی نبودن عریضه از گروه دهل و سرنای قصرقند هم دعوت شده بود که خیلی حقیرانه در یک گوشه بدون اینکه برایشان جایگاهی در نظر گرفته باشند برنامه اجرا کردند که این خود تحقیرهنر بومی  و توهین به هنر بود.

استاد: ما با هنرمندان و مردم زابل هیچ مشکلی نداریم، همه ما دوست  و برادر هستیم و مال یک استان هستیم. این مسئولین هستند که با بی برنامه ریزی و ندانم کاری نگاه تبعیض آمیز و مغرضانه را بوجود می آورند مثلا برای یک گروهخوب برنامهریزی می کنند  و برای یک گروه نه ، اگر تبعیضی وجود داردمسئولین باعث شده اند. منِ اسپندار ادعا می کنم که حقم پایمال شده است ومسئولین فرهنگی مسئول آن هستند، بخصوص منطقه آزاد که مال ماست اما هیچ سودی برای ما نداشته است.

در پایان استاد دونلی دعوتمان کرد وبرایمان کلی دونلی نواخت و ابیاتی از مولانا را دکلمه کرد. اگر چه دیدار آن روزمان درددل و بازگوی دردها و بی مهری ها  و غصه ها بود اما در پایان احساس کردم استاد خیلی سبکتر و سرحال تر از قبل شدند، روحیه ی پیرمرد تغییر کرد، واقعا انگار دنبال کسی می گشت که دردهایش را باز گو کند و ما هم به جهت اینکه درد استاد را به گوش همه ی آنهایی که هنر این استان، هنرمندان این استان  و بخصوص استاد شیرمحمد اسپندار را دوست دارند برسانیم. این گفتگو را دراختیار شما عزیزان قرار دادیم.

بمپورمنزل استاد شیرمحمد اسپندار -15/2/92

 
+ نوشته شده در  92/01/23ساعت 12:0  توسط میربلوچ زهی  | 

عشق شیمرید یا عهدش ، کدامیک بدرد ما می خورد !!

عشق شیمرید یا عهدش ، کدامیک بدرد ما می خورد !

ياسر کرد

امروز صبح که سرگذشت اسطوره ای :    « شیمرید و هانی » را در کتاب  منظومه های عاشقانه بلوچی ، دکتر جهاندیده میدیدم ، در آنجا که در  « دیوان بلوچی » هریک از شخصیت های این داستان عهد و پیمانی کردند و هر کدام از آنها  با وجود سنگین ،  سخت و دردناک بودن عهدشان آنرا در عمل انجام دادند ، وقتی عهد آنها را با عهد و پیمانهای امروزی قیاس کردم ، به اینکه جامعه ما در بنیانهای اعتقادی اش به لرزه درآمده است ، بیشتر فکر کردم. 

این داستان اساطیری بلوچ ، که بر گرد دو شخصیت اصلی :   « شیمرید و هانی » ساخته پرداخته شده است. میر چاکر می خواهد هانی را بدست آورد ، اما ناف بری هانی ، شیح مرید( با تلفظ سرحدی) مانع است . چاکر در یک دیوان بلوچی که ، شیمرید نیز در آنجا حاضر است و گویا بعد از مستی ، ترفندی به کار می برد و هر کدام از اهالی مجلس به عهد و پیمانی وا داشته می شوند. شیمرید هم عهد می کند که اگر روز پنج شنبه ، هر کس از من چیزی بخواهد ؛ از داد و بخشش دریغ نخواهد کرد . جالب است ،  وقتی خواننده ها با اشاره چاکر ، از شیمرید همه هستی اش - هانی - را می خواهند. او با تمام سختی که دارد ، می پذیرد. این است اهمیت، عهد و پیمان در اسطوره های بلوچ .

در مباحث توسعه ما مفهومی داریم بنام : « سرمایه اجتماعی  social capital » . اقتصاد دانان اولیه ، رشد اقتصادی را بیشتر در سرمایه فیزیکی و نیروی کار جستجو می کردند. اما بتدریج متوجه شدند با وجود  بکار انداختن سرمایه فیزیکی و نیروی کار  رشد و توسعه نیامد. از دهه 1960 میلادی ایده «سرمایه انسانی» وارد مباحث توسعه شد. آن چیزی هنوز در استان ما شکل نگرفته است. توسعه انسانی ناظر بر آدمهای کاربلد و کاردانی است که با استفاده ازتجربه ، تحصیلات و مهارتهای مختلف ، تولید را با ایده ها و خلاقیت هایشان افزایش دهند. کارآفرین و کارآفرینی در اینجا ظهور و عینیت می یابد. با وجود بهره برداری از سرمایه فیزیکی و رشد سرمایه انسانی در بسیاری از کشورها باز هم از رشد و توسعه خبری نبود!!!! از اینرو از 1980 به بعد مفهومی وارد ادبیات توسعه شد ؛ بنام : « سرمایه اجتماعی» . سرمایه اجتماعی ، مفهومی عمیق و گسترده است که بار معنایی زیادی دارد. و در سطوح مختلف فردی ، میانی حامعه و کلان مورد بررسی قرار میگیرد.  اما بطور کلی سرمایه اجتماعی : نظامی از هنجارها و باید و نباید های مثبت و مشترک در میان جمع زیادی از مردم است ، که سبب بسط و گسترش فرایند مشارکت در حوزه های مختلف می شود.  و در  زبانی دیگر ، سرمایه اجتماعی : چفت و بست شدن ، سرمایه های انسانی با هم و برای کارهای بزرگ توسعه ای بر روی مواد خامی مانند : اعتماد ، صداقت ، پایبندی به تعهدات اجتماعی و ارزشهای مشترک یک گروه است. زمانیکه که سرمایه اجتماعی در جامعه ای ایجاد شد با انواع دیگر سرمایه ها می تواند به ترقی و تعالی بینجامد.  

 اسطوره ها ، بیان حوادث و واقعیت های  تاریخی یک ملت  هستند. اسطوره ها ،  متاثر از سنت ها و آیین های فرهنگی که بصورت زیر پوستی هستند و در کنشهای مردمان در حال باز تولید هستند. متاسفانه بسیاری سرگذشت های ما که اسطوره شده اند ، ضد توسعه هستند. اما ما می توانیم با باز آفرینی و توجه به  اسطوره های مفید ،  به حیات فرهنگی و توسعه کمک کنیم. اهمیت عهد و پیمان در  داستان شیح مرید و هانی از آن دست مفاهیمی است که می تواند  در ایجاد « سرمایه اجتماعی» کمک کند. 

 متاسفانه دست تقدیر و جبر طبیعت ، ما را از داشتن سرمایه های فیزیکی محروم کرده است و باز بدلیل عوامل مختلف اکثریت نیروی کار ما « ناس به دهن »  و فاقد هرگونه توانمندی در خیابانها سرگردان و سربار جامعه اند .  و از طرف دیگر  بدلیل: شکل نگرفتن سرمایه انسانی ،  ساختار اجتماعی طایفه گرا که همکاری گسترده رابر نمی تابد  و نظام اعتقادی و  هنجاری غلط و ضد توسعه  ایجاد سرمایه اجتماعی هم با موانع رو بروست که همه این عوامل سبب بوجود نیامدن یک بخش غیر دولتی توانمند برای توسعه همه جانبه شده است. 

عهد و پیمانت بلوچی باد !! 

منبع:http://ganjamin.blogfa.com/

+ نوشته شده در  91/04/06ساعت 13:34  توسط میربلوچ زهی  | 

اصول مدیریت زمان :

اصول مدیریت زمان :

حمیدالدین ملازهی http://makkorantak.persianblog.ir/

اگرچه زمان سرمایه‌ی ارزشمندی است، اما تمام شدنی است، تنها کسانی که از لحظه لحظه‌ی این سرمایه در راه سعادت و کمال و بهروزی خویش بهره گیرند، در آینده و در بخشهای پایانی عمر گرفتار حسرت برگذشته نخواهند شد. در بین همه‌ی منابعی که در اختیار داریم زمان با ارزشترین آنها است ولی، به اندازه‌ی اهمیت خود از جایگاه و منزلتی بر خوردار نیست. علت بیشتر شکستهای جبران‌ناپذیر زندگی فردی، کاری و اجتماعی، ما حصل عدم استفاده‌ی مطلوب از زمان است. در دنیای انسانی هیچ چیز مهمتر و با ارزشتر از زمان نیست. تنها سرمایه‌ای است که می‌توان از طریق آن همه چیز به دست آورد، ولی با همه چیز نمی‌توان لحظه‌ای از آن را به دست آورد. آیا تاکنون فکر کردیم که زمان محدود است و با تیک تیک ساعت، هر لحظه‌ کمتر و کمتر می‌شود؟ تنها در سایه‌ی مدیریت بهینه بر زمان است که می‌توانیم به آرزوها و خواسته‌های خود برسیم. موفقیت و شکستها مرهون استفاده از زمان است.

اصول مدیریت زمان عبارت است از:

1.هدف گذاری

یک انسان موفق هیچ‌گاه بدون هدف دست به کار نمی‌زند. انسان بی‌هدف کاملاً تابع حوادث وپیش‌آمدهاست. کسی که هدف روشن و مشخص در زندگی دارد، پس از رسیدن به موفقیت احساس خوشبختی و آرامش می‌کند. اهداف شما به میل و خواسته‌ خودتان مربوط است. تا همت عالی چه باشد!

2.تعیین اولویت

پس ازآن که فهرست اهداف بلندمدت و کوتاه مدت شخصی، خانوادگی و حرفه‌ای خود را تهیه کردید ضروری است که آنها را به ترتیب اولویت معین انجام دهید. اگر بیش از یک هدف و یا وظیفه داشته باشید باید اولویت‌بندی کنید. اگر در یک روز معین ده کار مختلف می‌خواهید انجام دهید، اولویت هرکدام را بر اساس درجه‌ی اولویت بنویسید. اولویت‌ها دائماً در حال تغییر هستند، ممکن است مجبور شوید در آغاز هر روز اولویت‌ها را مورد تجدیدنظر قرار دهید.

3. رعایت اولویت

تا زمانی که کار مهمتر و با درجه‌ی اولویت بالاتر زمین مانده است، دست به کارهای کم اهمیت‌تر نزنیم.

مدیریت زمان = هدفگذاری + تعیین اولویت + رعایت اولویت

 

عمر ما چگونه می گذرد؟

• بیست و پنج سال صرف خوابیدن می شود.

• هشت سال برای درس خواندن سپری می شود.

• شش سال در استراحت کردن می‌گذرد.

• هفت سال صرف تعطیلات و تفریح می‌شود.

• پنج سال با حرف زدن و مذاکره با دیگران می‌گذرد.

• چهار سال برای صرف غذا وقت می‌گذرد.

• سه سال به رفت و آمد کردن می‌گذرد.

 

به نظر شما ارزش زمان چقدر است؟

 • برای دانستن ارزش یک سال، از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال از درسی نمره نیاورده است بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک ماه، از مادری که نوزادی نارس به دنیا آورده است بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک هفته، از سردبیر یک هفته‌نامه بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک ساعت، از عشاقی! که در انتظار دیدن یکدیگر هستند بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک دقیقه، از کسی که از قطار جا مانده است بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک ثانیه، از کسی که درست در لحظه آخر از خطر یک تصادف جان سالم به در می‌برد بپرسید.

• برای دانستن ارزش یک میلی‌ثانیه، از کسی که در مسابقات المپیک به مدال نقره دست یافته است بپرسید.

 

دزدان زمان کدامند؟

• تلفن زدن

• مراجعات شخصی (منظور ارباب‌رجوع نیست بلکه دوستان و همکاران)

• جلسات

• کارهایی که می‌بایست به دیگران محول شوند.

• طفره‌رفتن و تردید در تصمیم‌گیری

• شروع کار آن‌هم وقتی اطلاعات شما درباره‌ی آن ناقص است.

• بحران زدگی

• ارتباطات مبهم

• اطلاعات تکنیکی ناقص

• اهداف و اولویت‌های مبهم

• فقدان برنامه‌ریزی

• استرس و خستگی

• ناتوانی در گفتن واژه‌ی "نه"

• عدم وجود نظم و ترتیب

 

عوامل اتلاف وقت کدامند؟

• تلاش بیش از حد در یک کار

• تعلل کردن و پشت گوش انداختن

• وقفه ایجاد کردن در میان یک کار

• گوش ندادن

• ناتوان بودن در گفتن "نه"

• ناتوان بودن در نتظیم اولویتها

• همه را در یک کار سهیم کردن

• زیاد از حد به جزئیات توجه کردن

• کم توجهی به مطالب اصلی

• بی برنامگی

• کم توجهی به کل کار و اهداف آن

• انجام دادن یک کار جزء جزء شده

• کم توجهی به استراحت و آرامش که سبب ایجاد اشتباه و خستگی مفرط میشود

• اطلاعات (فقدان، ناکافی، نا واضح)

• مطالب خواندنی بسیار زیاد

• جلسات (خیلی زیاد، خیلی طولانی)

• تلفن (ناتوانی در برقراری ارتباط موقع نیاز (مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد!)، مزاحمهایی که میان تلفن شما وارد میشوند، زیاد صحیت کردن با تلفن)

• کمبود نیروی حمایتی

• سیستمهای فایل‌بندی و طبقه‌بندی (ضعیف، پیچیده)

• نقصهای فنی (ماشین، کامپیوتر، آسانسور)

• افراد دیگر (تنبل، غایب، متاخر)

 

توصیه‌هایی جهت موفقیت در مدیریت زمان :

ساده‌ترین روش بهره‌وری از زمان، فهرست‌ کردن کارهایی است که در روز باید انجام دهیم. با این روش علاوه بر جلوگیری از فراموش کردن کارها، می‌توان با مراجعه به لیست اولویت‌بندی، کارهای مهم و فوری را از بقیه کارها جدا کرد. بسیاری از مردم، در حال حاضر اهمیت تعیین لیست کارهای روزانه را دریافته‌اند ولی در خصوص اولویت‌بندی آن بر حسب اهمیت و فوریت دچار اشکال هستند.

داستان مشهوری در مورد فهرست کردن کارها و تأثیر آن بر بهره‌وری منسوب به آقای چارلز شواب مدیر عامل شرکت فولاد وجود دارد. وی از مشاوران خواست تا روشی برای انجام کارهایش برای استفاده درست از زمان به وی بیاموزد. مشاور به وی گفت من به شما روش آسان و موثری یاد می‌دهم که بازدهی کار شما را تا 50% افزایش می‌دهد.

آنگاه مشاور یک برگ کاغذ سفید به شواب داد و به وی گفت شش مورد از کارهای مهمی که می‌بایست فردا انجام دهد در آن بنویسد و آنها را به ترتیب اهمیت شماره‌گذاری کند و از وی خواست که از روز بعد کارهایش را به ترتیب اولویت از مورد اول شروع کند و پس از آن که تمام شد سراغ دومین مورد برود و همین روش را تا آخرین مورد ادامه دهد.

نقل می کنند که آقای شواب پس از به کارگیری این روش، آن را بسیار مفید یافت و دستور داد که کلیه کارمندانش نیز از همین روش استفاده کنند. وی در این باره می‌گوید: از آن به بعد من و کارکنانم، ابتدا به انجام و اتمام لازم‌ترین کارهای روزانه می‌پردازیم.

روزگار دریایی است که کشتی زندگی ما بر روی آن به طرف ساحل مقصود میرود. این دریای بزرگ همیشه در جزر و مد است؛ اگر امروز آرام باشد، فردا حتماً طوفانی خواهد شد. بنابراین، وقتی آرام است باید فرصتها را غنیمت شماریم و از آن به بهترین شکل استفاده کنیم.

 

مدیریت زمان :

ـ فهرستی از مهمترین کارهای خود تهیه کنید.

ـ سررسیدی زیبا انتخاب‌کنیدتا از نوشتن در آن احساس لذت کنید.

ـ هر روز کاری را با کارهای مهم شروع کنید.

ـ همیشه از خود بپرسیم هم‌اکنون بهترین کاربرد وقت من چیست؟

ـ هر ورق کاغذ را فقط یک بار از زیر دستتان بگذرانید.

ـ کارهای قابل واگذاری را مشخص و به دیگران تفویض کنید.

ـ کاری که قرار گذاشته‌اید هم اکنون شروع کنید.

ـ کارهای زیاد را همزمان با هم شروع نکنید.

ـ یک روز را سیصد و شصت و پنج بار تکرار نکنید.

ـ برای ارزیابی کارآیی خود فهرست زمانبندی شده را مرورکنید.

ـ هر روز فرصتی را در آرامش، برای فکرکردن اختصاص دهید.

 

جملات کوتاه و الهام‌بخش در رابطه با زمان :

ـ هر دم از عمر مـی‌رود نفسـی

  چون نگه می‌کنم نمانده بسی

  ای که پنجاه رفت و در خوابی

  مگـــر ایـن پنـج روزه دریـابــی

ـ وقت شما عمر شماست.

ـ باد همیشه در سمتی که ما می‌خواهیم نمی‌وزد، اما باید بدانیم که چگونه قایق زمانمان را به هر جا که بخواهیم رهسپار کنیم.

ـ رئیس وقت خودتان باشید.

ـ برنامه‌ریزی یعنی ذخیره‌سازی زمان.

ـ دانه از آن پرنده‌ایست که زود برمی‌خیزد.

ـ بزرگترین حادثه‌ها، در شلوغ‌ترین لحظه‌های ما اتفاق نمی‌افتد، بلکه در آرامترین آن‌ها رخ می‌دهند.

ـ کسی که زمان خود را درگیر کارهای جزیی کرده است، دید کلان را از دست می‌دهد.

ـ هر روز وقتی را برای فکر کردن اختصاص دهید تا صرفه‌جویی در زمان داشته باشید.

ـ اگر بخواهید وقت خود را صرف پاسخگویی به انتقادات دیگران نمایید، دیگر فرصتی برای انجام کار ندارید.

ـ هر کسی که در روزش مساوی باشد مغبون است.

ـ در تأخیر، آفاتی نهفته است.

ـ فرصتها دیر به دست می‌آیند و زود از دست می‌روند.

ـ از آهسته رفتن مترس و از ایستادن بترس.

ـ هرگز کاری که امروز قادر هستید آن را انجام دهید به فردا مگذارید، زیرا امروز همان فردایی است که منتظرش هستید.

ـ دم غنیمت دان که دنیا یک دم است.

ـ هر که با دم همدم است او آدم است.

ـ کسی را که برای پول کار می‌کند استخدام نکنید. کسانی را استخدام کنید که در صورت لزوم به ساعتشان نگاه نکنند.

ـ کسانی که در انتظار زمان نشسته‌اند آن را از دست خواهند داد.

ـ اگر خودتان را برای آینده آماده نسازید، به زودی متوجه خواهید شدکه مدیری متعلق به گذشته هستید.

ـ ما زمان را تلف نمی‌کنیم، زمان است که ما را تلف می‌کند.

ـ مردان شجاع فرصت می‌آفرینند و ترسوها و ضعیفان منتظر فرصت می‌نشینند.

ـ شانس و اقبال به معنای استفاده‌ به جا از فرصتهای پیش آمده است.

ـ کامیابی و موفقیت امروز نتیجه‌ تلاش و کوشش دیروز است.

ـ کسی که به امید شانس نشسته باشد سالها پیش مرده است.

ـ تنها سرمایه‌ ما وقت است که اگر رفت بر نمی‌گردد.

ـ کسانی که نمی‌توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می‌کنند.

ـ بهترین راه آماده شدن برای فردا این است که کار امروز را عالی انجام دهیم.

ـ یاد بگیریم کمتر صحبت کنیم تا زودتر به مقصد برسیم.

ـ یک روز زندگی در روشنایی، بهتر است از صد سال عمر در تاریک.

ـ آن هایی که کار امروز را به فردا می‌اندازند مطمئناً کار فردا را به روز بعد موکول خواهند کرد.

ـ برای شب پیری در روز جوانی باید چراغی تهیه کرد.

ـ اگر درباره‌ آینده نیاندیشید یقیناً آینده‌ای هم نخواهید داشت.

ـ بدترین روزگار، روزگاری است که نادانان یاوه ببافند و دانایان خاموش نشینند.

ـ اگر آن چه از گذشته تجربه گرفته‌ایم در آینده به کار بریم، مثل این است که دوباره عمر کرده‌ایم.

ـ کسانی که در انتظار زمان بنشینند آن را از دست خواهند داد.

ـ موفقیت در کار یعنی استفاده‌ مطلوب از زمان.

ـ زمان را نه می‌توان خرید، نه می‌توان ذخیره کرد و نه می‌توان متوقف ساخت.

ـ نه قهرمان وقت باشید و نه قربانی وقت.

ـ وقت عزیز است آن را جز به عزیزترین چیز مشغول نکنید.

ـ وقت همان است که تو در آنی.

ـ چه ما را غفلت بشد روزگار

  تو باری دمی چند فرصت شمار

ـ زمان همانند یک تیر از کمان رها شده است که هرگز باز نمی‌گردد.

+ نوشته شده در  91/01/18ساعت 17:33  توسط میربلوچ زهی  | 

اینجا کجاس؟

اینجا کجاس؟

http://gohaaran.blogfa.com/ دسگوهار

اینجا س و ب یا همان سیستان و بلوچستان خودمان است، اما اینکه این دو قوم چقدر از کنار هم بودن راضی هستند نیازمند بحثی بس مفصل است.مسئله ای که اکنون پیش آمده یک ضعف مدیریتی بسیار بزرگ در مدیریت منابع انسانی است زیرا در شرایطی که لیسانسه های بلوچ در به در به دنبال کار می گردند و آزمون استخدامی نمانده که در آن شرکت نکرده باشند،در کمال تعجب می بینیم که دیپلمه ها و حتی زیر دیپلم های محترم سیستانی پست های سازمانی و اداری را اشغال کرده اند...

از وضعیت شهرهای بلوچستان که هرچه بگوییم کم گفته ایم: وارد زاهدان که می شوی دیگر اصلا نمی شود فهمید که این شهر زمانی متعلق به قوم بلوچ بوده است،پا به هرکجا که می گذاری زبان شیرین سیستانی را می شنوی ، انگار قرار است بلوچ به زودی منقرض شود!!!

به دانشگاه می روی و دختران و پسرانی را می بینی که یکدست لباس فارسی پوشیده اند،دیگر حتی از ظاهرشان هم نمی شود فهمید که بلوچ هستند،ولی بدبختی آنجایی شروع می شود که آخر فامیلت (زهی) یا (زایی) داشته باشی، تابلو می شوی، "این بلوچ است" حالا چطور می خواهی از استاد نمره بگیری یا دنبال کار بروی؟

استادی از همه جا بی خبر داشتیم که از کرمان تشریف آورده بود و زبان انگلیسی تدریس می کرد، حیران مانده بود از وضعیت این بلوچستان،می گفت اگر می دانستم که کارم با زبان شیرین سیستانی راه می افتد به جای این همه انگلیسی خواندن حتما چند واحد از آن پاس می کردم!!!

و اما دوست بی نوایی داریم که مرتب از درسی می افتد،وقتی دلیلش را از استاد می پرسد که چرا به او هم مثل بقیه نمره داده نمی شود، جواب می شنود: شما بلوچی!

و با تمام این احوالات بی انصافی ست اگر نگوییم مقصر اصلی ماییم،به قول شاعر:

ما که هستیم......عجب بی پا و دستیم......همه عاجز کش و دشمن پرستیم......ز نادانی و غفلت،زیر دستیم...

+ نوشته شده در  91/01/17ساعت 10:52  توسط میربلوچ زهی  | 

آیا شما هم از عدم اعتماد به نفس رنج می برید ؟

1.     اگر می دانید یا تصور می كنید كه می توانید كاری را انجام دهید، پس دست به كار شوید.

2.     اگر كسی در راه رسیدن به رؤیاهایش با اطمینان به پیش رود موفقیتی خارق العاده را تجربه خواهد كرد.

3.     انسان همان چیزی است كه خود باور دارد.

4.     منتظر باشید كه با مشكلات به عنوان بخش چاره ناپذیر زندگی رویارو شوید. همین كه با آن مواجه شدید، سرتان را بالا نگه دارید و در چشمانش خیره شوید و بگویید : من از تو برترم ، پس نمی توانی مغلوبم كنی.

5.     وقتی كه از آنچه داریم می بخشیم ، آماده ایم آنچه را نیازداریم بگیریم.

6.     ممكن است فكر خلاق فقط بدین معنا باشد كه متوجه شویم در كارهایی كه قبلاً انجام داده ایم، دیگر فضیلتی وجود ندارد .

7.     هرگز نباید فراموش كرد كه خواستن ، كوشیدن است و اراده ، گذرگاه عمل.

8.     مردان بزرگ اراده دارند و مردان ضعیف آرزو.

9.     آن كس كه به نفس خویش اعتماد دارد اعتماد دیگران را هم بر می انگیزد.

10. اگر به هنگام سخنرانی دستپاچه می شوید ، نگاه خود را روی یك چهره مهربان و دوستانه و مشوق متمركز كنید.

11. تا می توانید در نهایت خود سازی با خود بسازید.

12.در هر مورد كه در مقابل ترس می ایستید و با آن مقابله می كنید، توانایی شهامت و اعتماد به نفس شما افزایش می یابد. بعد از آن می توانید به دنبال انجام كارهایی بروید كه فكر می كردید توانایی انجامش را ندارید.

13.تغییر و رشد ، زمانی روی می دهد كه انسان خود را به خطر بیندازد و جرئت كند با تجربه هایی درگیر شود كه زندگی اش در گرو آنها باشد.

+ نوشته شده در  91/01/13ساعت 18:30  توسط میربلوچ زهی  | 

اعتماد به نفس برای یک عمر

( قسمت اول )


1- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است. ابتدا سعی كنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود كسب كنید و با توجه به این كه هیچ كس كامل نیست، اگر ایرادی یا مشكلی دارید كه خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین كمك بخواهید.

2 - تاریك ترین زمان شب، نزدیك ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با كوچكترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نكنید.

3- بدون توجه به نتیجه كار، تمامی نیروی خود را به كار گیرید تا مسئولیتی كه به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید، داشتن وجدان كاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس  شما وارد نخواهد شد.

4- همیشه هدفمند باشید. اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی كنید. یعنی برای خود اهداف كوتاه مدت انتخاب كنید و مطمئن باشید حتی اگر یك گام كوچك، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان كوتاه تر خواهد كرد.

5- در لحظات سختی كه احساس تنهایی و ناامیدی می كنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در كنار شماست. به خدا توكل كنید، محكم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شكرگزار باشید.

6- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم كنند. اگر از درستی كاری كه قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید كسی به اراده شما خللی وارد كند.

7- از شوخی های توهین آمیز كه باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری كنید.

8- توانایی های خود را دست كم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت «اشرف مخلوقات» نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتكار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد.

9- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت كنید و سعی كنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا كرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افكار منفی به ذهن تان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید.

10- نسبت به كودكان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نكنید. سعی كنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی كه خطایی انجام می دهند، با تذكرات به جا و دوستانه آنان را متنبه كنید.

11- قبل از انجام هر كاری به عواقب حاصله آن خوب فكر كنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت كنید و از انجام كارهای غیرمنطقی و غیراصولی كه می تواند به شكست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید.

12- اگر خواستاراحترام دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید.

13- سعی نكنید با توسل جستن به كارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی كسب كنید. به خود گوشزد كنید موفقیتی كه در گروی لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است.

14- محیط كاری شما به مثابه یك دهكده كوچك است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری كه در مورد همكارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یك حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همكاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید.

15- با افراد حسود و بدبین مشورت نكنید.

16- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد كه باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور كنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب كنید.

17- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل كنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه كنید نه با دیگران.

18- «همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را» . بسیاری از ما حداقل یك بار هم كه شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی كنیم از این جمله، به عنوان یك تكنیك مثبت اندیشی استفاده كنیم.

19- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف كه متعلق به افراد پیرامون ماست، روبرو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حركت شما را كُـند كند.

20- اگر مشكلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل كنید، از افراد زبده و با تجربه كمك و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال كردن هراسی نداشته باشید.

+ نوشته شده در  91/01/13ساعت 18:24  توسط میربلوچ زهی  |